جمعه ۰۶ مرداد ۱۳۹۶
berooz
۱۱:۲۸:۰۴
آخرین اخبار
کد خبر: ۱۰۱۸۴۹
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۱

حاج خلیل پرویزی ، فرمانده مهندسی رزمی جنگ جهاد فارس ، در تاریخ 9/10/1342 در شهر آبادان بدنیا آمد . پدرش آقای صفر پرویزی در شرکت نفت آبادان شاغل بود.

خلیل که پسری شاد و باهوش بود ؛ دوره ابتدایی را در آبادان گذراند و پس از بازنشستگی پدر و نقل مکان به شیراز ؛ تحصیلات دوره راهنمایی را با موفقیت در شهر شیراز به پایان رسانید . سپس به دلیل احساس مسئولیتی که در مقابل امور اقتصادی خانواده ، احساس می کرد ، جهت تامین امرار معاش خانواده ، بعنوان راننده دستگاه های راهسازی وارد بازار کار شده و با استعداد و پشتکار فراوان خود ، به فاصله کوتاهی استاد کار گردید.

خلیل ؛ دارای دو برادر و پنج خواهر بود ، او در تمامی عرصه های زندگی ، با اخلاق خوش ، برخورد نیکو ، چشمان نافذ و صدای گیرای خود ، افراد را مجذوب خود میکرد .

با شروع جنگ تحمیلی ، در آبانماه 59 ؛ همگام با همه ی داوطلبین و جهادگران به جبهه اعزام و در ستاد پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی فارس مستقر در لب آبادان به عنوان راننده لودر فعالیت خود را شروع کرد.

خلیل آنچنان غرق در تعهد و میثاق خود در مقابل دستورات دین اسلام و رهبر کبیر انقلاب بود که از همان روزهای آغازین جنگ ، تا لحظه شهادت پر افتخارش ، در جبهه حضور داشت و در تمامی عملیات ها شرکت می نمود.

هرچه از حضورش در جبهه می گذشت ، خلاقیت و استعداد خود را بیشتر نشان میداد و در کنار دیگر همرزمان خود (همچون شهیدان نجابت ، کریمی ، ملاح زاده و خلیفه و ...) ابتکارات گوناگون مهندسی رزمی جنگ را به منصه ظهور می رسانید و از اواخر سال 1360 به عنوان مسئول محور مهندسی رزمی ؛ و یکی از هماهنگ کننده های فعالیت های مهندسی رزمی جهاد فارس در جبهه های آبادان و خرمشهر ، به خدمات خود ادامه داد.

او در عملیات های مختلف ( جنوب وغرب کشور) حضور فعال داشت و هر چه از حضورش در جبهه می گذشت ، فرماندهان به خلاقیت و مدیریت او در مهندسی رزمی پی می بردند . از ویژگی های آن شهید بزرگوار ، اخلاق نیکو ورفتار مودبانه با همرزمان ، ایمان و توکل به خدای متعال ، شناخت وظیفه در رابطه با اسلام و انقلاب و رهبری و حفظ ارزش های راستین دین اسلام بود.

مهمترین آنها : عملیات ثامن الائمه ، طریق القدس ، بیت المقدس ، رمضان ، والفجر مقدماتی ، خیبر ، بدر ، والفجر(1)و (2) ، قادر و بالاخره عملیات پیروزمندانه والفجر(8) بود.

خلیل در آموزش و انتقال اندوخته های خود به دیگران فعال بوده و به لحاظ استفاده ی صحیح از قدرت توانمندی و ابتکارات در عملیات مهندسی ( قبل ، حین وبعد از هر عملیات ) واحدهای تحت امرش کمترین تلفات و بهترین کارایی ها را داشتند و در هر عملیات ، همین ویژگی های منحصر به فرد او ، باعث اطمینان خاطر فرماندهان ارتش و سپاه می گردید.

از جمله کارهای ارزشمندی که بعد از عملیات رمضان ، تحت فرماندهی او ، به انجام رسید ، احداث جاده بسیار مهمی بود که از خسروآباد آبادان به طرف فاو ادامه می یافت و با پشتکار بچه های مهندسی رزمی جنگ جهاد فارس ، به خوبی پایان پذیرفت و به جادة «شهدا» معروف شد.

یکی از همرزمان وي مي گويد: حاج خليل در همان اوايل جنگ از محلة سعدي شيراز كه منطقه اي بسيار مستضعف و رنج كشيده بود، به ما ملحق شد. در واقع بايد گفت كه استاد خليل پرويزي. زيرا ما در اوايل جنگ نيرويي كه قبلاً در رابطه با لودر و بلدوزر و كاربرد اين دستگاه ها مهارت لازم را داشته باشد، نداشتيم. وقتي كه حاج خليل به واحد ما رسيد در واقع يك نعمت بزرگ الهي بود. به هرحال افرادي بودند كه در رانندگي لودر و بلدوزر حرفه ايي بودند ولي در پشت جبهه به فعاليت مشغول بودند، اما حاج خليل به معناي واقعي يك حزب اللهي و مؤمن بود و من به خاطر ندارم شبي از شب ها اين برادر ما، در خط مقدم و اغلب اوقات جلو خط مقدم نباشد.
صحبت از خط جهاد در جنگ سواي خط مقدم واحدهاي رزمي است چراكه خط مقدسي كه در جهاد و واحدهاي مهندسي رزمي جهاد مطرح مي شود منظور ميدان هائي است حائل بين خط دشمن و خط خودي و بچه ها از جمله شهيد عزيزمان خليل پرويزي در بالاي بلدوزر و لودر در حالي كه هيچ گونه حفاظي ندارند به ساختن سنگر، خاكريز و احداث جاده مشغول مي شوند. اطلاق سنگرسازان بي سنگر به اين عزيزان كلمه اي رسا مي باشد كه از زبان مبارك حضرت امام(قدس سره) بيان شده؛ زيرا آنها صادقانه تمام وجودشان را فدا مي كردند تا براي واحدهاي رزمي جان پناهي بسازند. خستگي ناپذيري حاج خليل در عمليات رزمي و نيز كاربلد بودن او در جنگ باعث شده بود كه در محورهايي كه عمل مي كند خود به عنوان محور باشد.
بچه*ها در مقابل صحبت هايي كه حاج خليل براي آنها ايراد مي نمود عاشقانه گوش مي سپردند و او را الگوي خودشان قرار مي دادند و همين باعث شده بود كه مرتباً در جنگ نيروهايي حزب الله، شجاع، نترس و ماهر در واحدمان ساخته شود.

خصوصيتي كه حاج خليل در جنگ داشت آن بود كه در شناخت شليك هاي دشمن مهارت عجيبي داشت. اگر رانندگان لودر و بلدوزر در جنگ نسبت به شليك هاي دشمن شناخت نداشته باشند هم تلفات بالا مي رود و هم نتيجة كار افت پيدا مي كند اما اگر رانندگان لودر و بلدوزر در هنگام خاكريز زدن آگاهي داشته باشند مي توانند از ضايعات بسياري پيشگيري كنند كه اين خود بحث بسيار مفصلي است.


حاج خليل به خوبي تشخيص مي داد كه شليك كدام توپ و خمپاره به سوي لودر و بلدوزرش ميباشد و لذا در مواقع خطر به موقع از دستگاه پياده مي شد و در صورتي كه لازم نمي ديد همچنان در زير شليك گلوله ها به فعاليت خود ادامه مي داد.

اخلاق اسلامي بسيار خوبي داشت، نيروهاي رزمي را منسجم مي كرد و قدرت فرماندهي اش بسيار بالا بود. هر محوري كه تحويل حاج خليل مي دادند اطمينان كامل بود كه با نيرويي خيلي كم آنجا را نگه مي دارد. هيچ گاه نشد كه حاج خليل مأموريتي را به عهده بگيرد و به نحو احسن انجام ندهد، اين بود كه در جبهه ها شهيد حاج خليل پرويزي به عنوان فرشتة نجات رزمندگان اسلام زبانزد خاص و عام بود و رزمندگان اسلام وقتي شهيد پرويزي را با گروهش مي ديدند كه براي سنگر ساختن براي آنها مي آيد روحيه شان شديداً بالا مي رفت و بسيار خوشحال مي شدند

شجاعتش، ايثارش، اخلاصش زبانزد رزمندگان اسلام بود. در تمام مدتي كه همدوش سپاهيان توحيد بود، هركاري كه از دستش برمي آمد انجام مي داد. گويا تنديس تلاش و ايمان بود. جرثومة جواني و اعتقاد بود. به معناي واقعي كلمه عاشق شهادت بود. مي توان گفت او بارها شهيد شده بود. خون جوشان و خداجويش، انرژي عظيمي از عشق و ايثار در خويش مي گرداند.

دل عاشق، جان داغدار، روح تشنه و روان اميدوار، در او قيامتي از غيرت و ايمان و عشق برانگيخته بود. دلداده اي گم كرده را مي مانست كه به شميم معطردوست، در به در كوچه باغ هاي عرفان بود. هر زمان به ياد دوستان از دست داده اش، گريبان صبوري را با دست هاي اشك و حنجرة ناله مي دريد. او از تصور اينكه به مرگي جز شهادت دارفاني را وداع گويد، متأثر بود.

شهيد حاج خليل پرويزي براي شناسايي منطقة موردنظر در منطقة فاو به اتفاق تني چند از برادران اطلاعات عمليات سپاه به راه مي افتند كه در بين راه گلولة توپي نزديك حاج خليل به زمين اصابت مي كند و وي از ناحية سر به شدت مجروح ميگردد و به خون مطهر خويش گلگون ميشود. او شكوفه باران زخم ها شد و درخت شاداب زندگيش در باغ هاي شهادت به ثمر نشست.

وصیتنامه جهادگر شهید حاج خلیل پرویزی

ستایش‌ ازآن‌ خداست‌ وستایش‌ سزاوار اوست‌ ، چنان‌ ستایشی‌ که‌ شایسته‌ اوست‌ ، ستایش‌ بسیار ، به‌ او پناه‌ میبرم‌ ازشرنفس‌ خود ، زیرا که‌ نفس‌ انسان‌ را به‌ بدی‌ وادار می‌ کند ، جزآنکه‌ پروردگارم‌ رحم‌ کند و پناه‌ میبرم‌ به‌ او از شر شیطانی‌ که‌ گناهی‌ برگناه‌ من‌ می‌ افزاید.

با سلام‌ به‌ یاران‌ پاک‌ و صدیق‌ امام‌ زمان‌ (عج‌) و نائب‌ بر حقش‌ ، از آنهائیکه‌ که‌ به لقاءا... رفتند تا آنهائی که‌ درانتظارند و با سلام‌ به‌ امام‌ و امت‌ عزیز. حال‌ که‌ موقع‌ نوشتن‌ وصیت‌ شده‌ است‌ و اگر خدا این‌ بنده‌ عاصی ‌را معشوق‌ شود اول‌ از تمام‌ کسانی‌ که‌ دراین‌ مدت‌ کوتاه‌ عمر و در این‌ مدت‌ بسیار کوتاهی‌ که‌ درجبهه‌ بودم ‌و برایشان‌ مزاحمت‌ ایجاد کردم‌ و از تمام‌ اقوام‌ و نزدیکان‌ طلب‌ عفو می‌ نمایم‌ ، امیدوارم‌ که‌ خداوند همه‌ را به‌ لقاء خودش‌ ببرد و بعد من‌ تنها یک‌ چیزی‌ می‌ توانم‌ بگویم‌ و آن‌ اینست‌ که‌ ما هرچه‌ بدی‌ از نفس‌خودمان‌ دیده‌ایم‌ بخاطر حب‌ دنیا است‌ و دلیل‌ سقوط‌ اکثر هم‌ همین‌ مسئله‌ مهم‌ است‌ که‌ انشاالله‌ این‌ عقل‌ شیطانی‌ ازدرون‌ بیرون‌ آمده‌ و بجای‌ آن‌ حب‌ ا... جایگزین‌ شود و بعد درمورد جنگ‌ این‌ را بگویم‌ که ‌در این‌ مرحله امتحان‌ مقداری‌ سنگین‌ تر شده‌ ، مشکلات‌ زیادترشده‌ ، مصیبت‌ ازدست‌ دادن‌ دوستان ‌و یاران‌ زیادتر شده‌ و من‌ هم‌ طلب‌ صبر و پایداری‌ در برابر تمام‌ سختیهای‌ دنیوی‌ و پایداری‌ درمقابل‌ نفس ‌اماره‌ که‌ از همه‌ مهمتر است‌ می‌ نمایم.

امیدوارم‌ که‌ همه‌ انسانهای‌ خالص‌ عملشان‌ مقبول‌ درگاه‌ ایزد متعال ‌شود و به‌ آرزوی‌ دلشان‌ برسند و امیدوارم‌ که‌ این‌ اسلامی‌ که‌ تمام‌ اسلام‌ است‌ دراین‌ زمان‌ براین‌ کفری‌ که‌تمام‌ کفر است‌ پیروز بشود و همه‌ به‌ کربلای‌ سرورمان‌ حسین‌ بن‌ علی‌ (ع‌ ) برسیم‌ ودرآنجا ما را نیز فراموش ‌نکنید.

مادرم‌ ، خواهر و برادران‌ عزیزم‌ ، میدانم‌ که‌ حال‌ که‌ این‌ وصیت‌ نامه‌ را میخوانید چشمانتان‌ پر از اشک ‌است‌ ولی‌ من‌ تقاضا دارم‌ که‌ این‌ گریه‌ ها وعزاداریها بخاطر سرور شیعیان‌ عالم‌ کسی‌ که‌ از همه‌ اهل‌ عالم ‌مصیبتش‌ بیشتر و مقامی‌ والا دارد باشد و بخاطر غمهای‌ دل‌ زینب‌ (ص‌) که‌ مصیبتها دید در روز عاشورا و بعد از آن‌ و بخاطر غمهای‌ دل‌ لیلا بخاطر از دست‌ دادن‌ ، فرزندانش‌ باشد نه‌ بخاطر چیز دیگری‌ که‌ دشمنان ‌انقلاب‌ شاد می‌ شوند وسربلند باشیدو افتخار کنید که‌ از این‌ بالاتر افتخاری‌ نیست‌.


نام:
ایمیل:
* نظر: